عشق يعني خون دل يعني جفا عشق يعني يك شهاب و يك سراب عشق يعني يك نگاه و يك نياز عشق يعني تا ابد فاني شدن عشق يعني همچو ليلا خون شدن عشق یعنی تیشه فرهاد ها عشق یعنی زخم کوه بیستون عشق یعنی در جهان رسوا شدن عشق یعنی التماس و انتظار
دوست داشتم هميشه در كنارت باشم تا تو با من به خودت برسي ولي ... نگو ميدونم كه خود خواهي بود براي همين وقت رفتن من مانعت نشدم: آن شب باراني ! جاده هاي غرور از تو گريخت وتو در مسير اندوه شكستي چه اشتباه بزرگي كه من ازهميشه ي تو مي گريختم وتوازسايه ي من و آنقدر از هم گريختيم كه من اينجا ايستاده ام وتو روبروي من ....
((برای تنهایی)) حالا که آمده ای حالا که آمده ای حالا که آمده ای
پاك يعني سرزمين لحظه يعني بيداد عشق من باختن عشق جان يعني زندگي ليلي و قمار مجنون در عشق يعني ... شدن ساختن عشق دل يعني كلبه وامق و يعني عذرا عشق شدن من عشق فرداي يعني كودك مسجد يعني الاقصي عشق / من عشق آميختن افروختن يعني به هم عشق سوختن چشمهاي يكجا يعني كردن پر ز و غم دردهاي گريه خون/ درد بيشمار عشق من يعني الاسرار كلبه مخزن اسرار يعني من / عشق
بوسه يعني خلسه در اعماق شب بوسه يعني مستي از مشروب عشق بوسه يعني لذت از دلدادگي بوسه يعني حس طعم خوب عشق بوسه آغازي براي ما شدن بوسه سر فصل كتاب عاشقي بوسه آتش مي زند بر جسم و حان شرم در دلدادگي بي معني است طعم شيرين عسل از بوسه است بهترين هديه پس از يك انتظار بوسه را تكرار مي بايد كرد بوسه يعني وصل جانها از دو لب
من وتو با هميم اما دلامون خيلي دوره هميشه بين ما ديوار صد رنگ غروره نداريم هيچ کدوم حرفي که بازم تازه باشه چراغ خنده هامون خيلي وقته سوت و کوره من وتو،من وتو ،من وتو هم صداي بي صداييم با هم و از هم جداييم خسته از اين قصه ها ييم هم صداي بي صداييم نشستيم خيلي شب ها قصه گفتيم از قديما يه عمره وعده ها رو داديم و حرف ها رو گفتيم ديگه هيچي نمي مونه براي گفتن ما گلاي سرخمون پوسيده موندن توي باغچه ديگه افتاده از پا ساعت پير رو طاقچه گلاي قالي رنگ زرد پاييزي گرفتن اونام خسته شدن از حرف هر روز تو و من من وتو ،من و تو ،من وتو هم صداي بي صداييم با هم و از هم جداييم خسته از اين قصه هاييم هم صداي بي صداييم
نظــــــــــــــــــــــر بده؟؟؟ |











